داستان سکس گروهی با آرزو

داستان سکس گروهی با آرزو

داستان سکس گروهی با آرزو

الان که دارم این داستان رو مینویسم درست 12 ساعت بعد از اتفاقی که برام افتاد میگذره . دوستی دارم به نام رضا . بچه توپیه یه زن خوشگل و سکسی هم داره به نام ارزو . من با دوستم نزدیک 8 سال آشناییم . هیچ وقت هم بینمون مشکل خاصی نبوده . اما این اتفاقی که در چند ساعت گذشته افتاد باعث یک نوع احساس خاصی در من شده که نمی دونم چیه و یا چه جوری معنی میشه . من متاهل ام و یه بچه هم دارم. از هفته قبل خانومم قرار بود بره مسافرت خارج از کشور .برای انجام کار های مهاجرتمون. ولی چون من کار داشتم نرفتم . واسه همینم هم رضا منو دعوت کرد واسه صرف شام و مشروب. ساعت 8 شب رسیدم خونشون و طبق معمول ارزو رو بغل اش کردم و محکم تو اغوشم فشردمش .( رابطه خانوادگی مون خیلی صمیمانه تر از این حرفاست) بعد از احوال پرسی ارزو شروع به پذیرایی کرد . نسبتا چاق شده بود . همیشه جلو من راحت بود .یه تاپت سفید ساده که تقریبا نصف بیشتر سینه هاش بیرون بود با یه شلوار سفید ورزشی که کسش کاملا زده بود بیرون پوشیده بود . مثل همیشه که میخواستیم همراه غذا مشروب بخوریم بساط شام رو به جای میز غذا خوری چیدیم زمین و نشستیم. مرغ سرخ کرده با مشروب تیچرز. ماست و خیار با زیتون و لیمو تازه . دستپختش عالی بود . رضا ویسکی نمیخوره واسه همین هم عرق سگی خودش رو اورده بود . منو آرزو پیک ها مون رو پر کردیم و واسه رضا از عرق خودش ریختم . همینجور مشروب میخوردیم حرف میزدیم و من از خاطرات اخرین مسافرتم به خارج از کشور میگفتم که بحث به سکس کشید . رضا هروقت بحث سکس میشد یکم دلش میگرفت که تا چند ساعت پیش نمی دونستم چرا ولی الان فهمیدم . رضا مست مست یهو برگشت و گفت امیر من همیشه شرمنده ارزو هستم . گفتم چرا؟ گفت اخه عزیز دل من خیلی سکسیه و من همیشه کم میارم . آرزو که رضا را دیوانه وار دوست داره و میپرسته یهو برگشت و گفت عزیزم این چه حرفیه تمام چیز هایی که من از سکس میخوام رو تو بهم میدی . یه جورایی میخواست بحث رو عوض کنه که من ادامه دادم اخه مشکلتون چیه که ارزو گفت هیچی مهم نیست ولی رضا گفت اتفاقا خیلی هم مهمه . بزار برات بگم . من خیلی زود ارضا میشم و ارزو خیلی دیر.یه نگاهی به هم کردیم و من دیدم که رنگ و روی ارزو عوض شده . دستم رو گذاشتم رو دستش و گفتم رودربایستی رو بذار کنار و راحت باش. میخوای کمکتون کنم. ارزو گفت چه میدونم . برگشتم به رضا گفتم معمولا قبل از سکس چیکار میکنید؟ . اونم گفت کار خاصی نمی کنیم . یه چند تا بوس و میزاریم توش و تموم میشه . من ارضا میشم و ارزو رو با دست ارضا میکنم . یه نیگا بهش کردم و گفتم : بابا برو یه چند تا فیلم ببین یه چیزایی یاد بگیر بعد.
گفت دیدم تو فیلم هم همینه . واقعا نمیدونستم چی بگم رو کردم به ارزو و گفتم این یعنی لباس تو پایین نکشیده میذاره توش . اونم که که مست بود با یه حال عجیبی گفت اره. میزاره میریزه و من میمونم تو کف. گفتم یه پیشنهاد بهتون میدم اگه قبول کردید شاید مشکلتون حل بشه . شیطان توروحم به پرواز در اومد و با دیدن سینه های ارزو که رضا گه گاهی تو حالت مستی بهشون دست میکشید دیونم کرد. گفتم حاضرید همین جا جلو من سکس کنید تا من ببینم.رضا بلافاصه گفت اره و دستشو برد داخل سوتین ارزو در حال بازی با اونا بندش رو از پشت باز کرد . ارزو هم رفت تو اغوش رضا و از روی شلوار با کیر رضا شروع به ور رفتن کرد . گفم رضا پاشو یه دشکی پتویی چیزی بیار تا جاتون نرم باشه . قانون یک اول یه جای نرم. ارزو رو خوابوند رو زمین و تو حال مستی پاشد . چشمم که به سینه های لخت ارزو افتاد دلم لرزید. بخدا قصد هیچ کاری رو نداشتم ولی مگه این شهوت بی پدر میزاره . رفتم کمک رضا و یه تشک نرم با یه پتو و بالش اوردیم. رضا ولو شد رو تشک و گفت ارزو بیا بغلم . ارزویی که مست مست ولو بود نای جواب دادن هم نداشت چه برسه به اینکه پاشه بره رو تشک. رضا گفت امیر کمکش کن بیاد من نمیتونم. دست ارزو رو گرفتم بلند کنم دیدم نمیشه واسه همین از پشت بغلش کردم که بلندش کنم. که دیدم تنش داغ داغ . دست که بهش زدم اهی کشید و گفت اخ رضا سکس میخوام . کیرم راست راست شده بود . در حالی که بلندش میکردم عمدی دستم رو گذاشتم رو سینش و اونم هم سرش رو گذاشت رو گردنم. دوباره و این بار بدون اینکه اسم رضا رو بیاره گفت سکس مییییخوام. من حال عجیبی داشتم. داغ داغ شده بودم. ارزو رو اوردم خوابوندم کنار رضا و رضا بغلش کرد و سریع دست برد رو شلوار ارزو که در بیاره . من کنارشون داشتم تماشا میکردم. شلوار ارزو رو تا نصفه کشید پایین و کیرشو در اورد . با دیدن کس سفید ارزو دیگه امپرم رو هزار رفته بود . دیوونه داشتم میشدم. رضا کیرش رو گذاشت رو کس ارزو و شرو به تلمبه زدن کرد . دیدم این جوری نمیشه . گفتم رضا داری چیکار میکنی . یکم باهاش حال کن بعد. برگشت گفت اخه چیکار کنم . گفتم پاشو لخت شو ارزو رو هم لختش کن. یالا من کمکت میکنم . تی شرتش رو در اوردم و شلوارشو کامل کشیدم پایین . کیرش از کیر من کوچیکتر بود . حالا نوبت شرت و شلوار ارزو بود . عمدی از کش شورتش گرفتم دستم رو بردم از زیر کونش و در حالی که داشتم شلوارو میکشیدم پایین روناش و کونش رو قشنگ دسمتالی کردم. ناکس تازه اپیلاسیون کرده بود . ودریغ از یه تا مو . بدن فوق العاده نرمی داشت . با پوستی سفید و نازک. به رضا گفتم شرو کن از بالا بخورش بیا پایین. واقعا بلد نبود بنده خدا. یه ذره با نوک زبونش خورد دستش رو گرفتم و گذاشتم رو سینه ارزو گفتم با هاشون بازی کن. دیدم باز داره کیرش رو میکنه تو کس ارزو . این بار کیرش رو گرفتم و از کس ارزو کشیدم بیرون . دستم که به کس ارزو خورد باز گفت اخ سکس میخوام . من عاشق سکسم. اومدم بالا و دیدم دستش رو گذاشته رو سینه ارزو . گفتم بابا باهاشون بازی کن. دیگه طاقتم داشت تموم میشد . واسه همین گفتم نیگا کن این جوری . با نوک انگشتم نوک سینه ارزو رو گرفتم و اروم فشارش دادام . یواش یواش دستم رو کامل بردم رو سینش و گرفتم دستم . سینه های عالیی داشت . سفت سفت بودن . انگار تو عمرش کسی باهاشون ور نرفته بود . حواسم به رفتار رضا بود که از کارم بدش نیاد . دیدم بدون اینکه دست منو پس بزنه اون یکی سینشو عین من بازی میداد . گفتم حالا رضا بخورش . واقعا فکر میکردم پسره کسخله و هیچی حالیش نیست . اخه برگشت گفت چه جوری . منم شرو به خوردن سینه ارزو کردم و گفتم این جوری . ناله های ارزو تبدیل به جیغ و خواهش برای ادامه دادن شده بود . دستش رو برده بود تو موهای من و سر منو فشار میداد رو سینه هاش . من هم با ولع عجیبی میخوردم . انصافا سینه هاش از سینه های زن من که تو فرم زبان زد زنای فامیله بهتر و خوش مزه تر بود . گفتم رضا همین جوری که میخوری برو پایین. ولی دیدم باز کرده توش و داره تلمبه میزنه . تا اومدم بگم نکن زوده دیدم یه اهی کشید و ابش اومد .سریع خودش رو کنار کشید و ابش رو ریخت رو دست خودش . در حالی که داشت رو زمین ول میشد و من داشتم سینه های ارزو رو میخوردم گفت . امیر ادامه بده و اساسی ارزو رو ارضاش کن. اون نیاز داره. با شنیدن این حرف انگار که ارزو منتظر این کلمه باشه منو کامل کشید رو خودش و یه لب اساسی ازم گرفت . تو گوشم گفت خواهش میکنم ادامه بده دارم میمیرم تو خوب بلدی . داشتم قاطی میکردم از یه طرف شهوت و مستی از یه طرف یه زن فوق العاده زیبا و حشری که داشت از شهوت التماس میکرد . از یه طرف رضا و از طرفی عشقی که به زنم داشتم وحالا با همه عشقم به اون داشتم با یه زن دیگه سکس میکردم. اونم کی زن دوستم و کجا درست جلو چشم شوهرش. تو این فکرا بودم که رضا گفت پاشو لخت شو میخوام امشب به زنم یه حال اساسی بدی. و باز تکرار این کلمه که اون به این سکس نیاز داره. تو اون حال عجیب برنده شیطان بود و من شروع به لخت شدن کردم. لخت شدم و دیوانه وار افتادم به جون ارزو. می خواستم هنر خودم رو بهشون نشون بدم. بغلش کردم ولباش رو گرفتم تو دهنم. زبون داغش رو کرد تو دهنم و لبام رو دیوانه وار خورد . اومدم رو گوشش و شرو به خوردن گوش و گردنش کردم . دیگه حرف نمیزد و فقط اه و ناله میکرد. همین جور اومدم پایین و سینهاش رو کامل خوردم . بازم باید میرفتم پایین تر به نافش که رسیدم دیگه داشت با صدای بلند جیغ میزد. دیگه رضا و هر چیز دیگه ای رو فراموش کرده بودم. بازم پایین تر و کسش. عجب زیبا و خوشمزه بود . اول قشنگ براش لیس زدم و بعد زبونم رو کردم تو کسش . داد و جیغ حرکت های پایین تنه ارزو تنها چیز هایی بود که میفهمیدم. یهو سرم رو بلند کرد و گفت تو رو خدا بکن توش بعد هر کاری بگی برات میکنم. احساس کردم اگه ادمه بدم ارضا میشه و باز داستانش با رضا تکرار میشه. نوک کیرم رو گرفتم دستم و با اب کسش خیسش کردم .نگام به رضا افتاد که داشت با کیر خوابیدش بازی میکرد. دیدم داره از دیدن این صحنه لذت میبره یهو ارزو کیرم رو گرفت و گذاشت رو کسش و با حرکت بدن خودش خواست که بکنه توش منم نامردی نکردم و با یه فشار کردم تو کسش . رضا وای مردم. بکن بکن بکن . تنها جمله ای که ارزو تو اون لحظه گفت . اروم عقب و جلو کردم تا کسش باز بشه. وای دارم میمیرم جر خوردم . من عاشق سکسم. اینا کلماتی بود که میگفت. به حرکت خودم ادامه دادم ارزو بازو هام رو گرفت فهمیدم داره ارضا میشه. با تمام توان تا ته کردم توش . بغلم کرد و ارضا شد. دیگه هیچ حرفی نمی زد. کیرم رو از کسش کشیدم بیرون و کنارش دراز کشیدم. تکون نمی خورد. چند دقیقه ای فقط سکوت محض بود . فک کنم ساعت 2شب شده بود. من مات و محبوت این لحظه ها بودم . همه چیز جلو چشمم رژه میرفت . از اغوش گرم همسرم و سکس با اون تا التماس های ارزو واسه ارضا شدن توسط کیر من . و رضا که انگار تو یه عالم دیگه ای بود. من بیشتر از اون دیگه انتظار نداشتم . زن زیبایی که هرگز تو عمرم حتی یک لحظه به فکر سکس با اون نبودم الان توسط من به اوج لذت جنسی رسیده بود . چیزی که همسرش نتونسته بود یا بلد نبود که بهش بده . دستم رو دراز کردم و لباس زیرم رو برداشتم. بلند شدم بپوشم که رضا گفت صبر کن هنوز کارمون تموم نشده. و باز اشوب به دلم افتاد . خدایا باز داره چه اتفاقی می افته دیگه چی نکنه میخوان ترتیب خودمو بدن . رضا دو پیک مشروب ریخت و گفت بیا سر بساط . خدایی اینو دیگه نمی تونستم رد کنم. چون از سکس بیشتر دوسش دارم . تا رضا پیکشو بخوره من دو تا دیگه هم خوردم و سر حال سر حال شدم. رضا گفت نامرد کیر خوبی داری ها . داشت تحریکم میکرد . منم گفتم در خدمت دوستانه . هر وقت خواستی در خدمتیم . خندیدیم . یهو ارزو بلند شد و با یه حالت خماری گفت رضا بیا پیشم بازم سکس میخوام. رضا رو به من گفت پاشو نوبت توئه. یعنی چی نوبت منه . بی اختیار پاشودم . انگار برای اولین بار دارم سکس میکنم.مثل یه بچه تازه به بلوغ رسیده شده بودم. رفتم سراغ ارزو کنارش دراز کشیدم و دستمو اروم کشیدم رو سینه هاش . چرخید سمت من و گفت رضا چقدر سکسی شدی امشب . کاملا تابلو بود که مستیش پریده و میفهمه چی میگه . یعنی اینکه من نمی دونم تو امیری. تو رضایی و من دارم با رضا خودم سکس میکنم. بغلش کردم . وای چقدر داغه این دختر . اروم نوازشش کردم و شرو کردم به لیسیدن گردن و خوردن بدنش. خدایی بدن توپی داره. سینه هاش رو که میخوردم به خدا من بیشتر از اون لذت میبردم . رسیدم به کسش و شروع به خوردن اون کردم . داغ داغ بود . در حال خوردن کس نابش داشت با موهام بازی میکرد. یهو منو کشید بالا و گفت بسه . حالا نوبت منه. دیوانه وار افتاد روی من و هر کاری که باهاش کرده بودم رو من تکرار کرد . رسید به کیرم . گرفت دستش. عین فیلم ها یه تف انداخت سرش و دیوانه وار شرو به خوردن کرد. بدون اینکه حتی یک بار دندونش بخوره به کیرم. وقتی میدیدم چه جوری داره واسم ساک میزنه و هی میگه رضا چقدر امشب کیرت گنده شده . چه حالی میکنم امشب با این کیر من . وای چه جری میده منو امشب من مست مست میشدم .بلند شد و نشست روم. رضا میخوام جرم بدی . اینو گفت و نشست رو کیرم . کیرم رو کرد تو کسش و شرو به بالا پایین کردن خودش شد. منم بیکار نبودم و با سینه های نازش بازی میکردم.خسته شد و اومد کنارم . خدایا انگار همین چند لحظه پیش بود . انگار هنوز تو اون لحظم و زمان ایست کرده . کنارم که اومد تو گوشم اروم گفت . امیر جون بچه ات امشب سیرابم کن. جرم بده . خیلی تشنه ام. وای خدایا این چه حرفایی داره این میزنه. با اوردن اسم بچه باز صحنه خیانت به همسرم و بچه ام جلو چشم ام اومد ولی دیگه کار از کار گذشته بود . برش گردوندم و به حالت سگی درش اوردم من عاشق این تیپ سکسم . گفت از پشت نه و جواب من این که کس به این نازیو ول کنم برم پشت . راحت باش من از پشت بدم میاد.کیرم رو از پشت گذاشتم دم کسش و با یه هل فرستادم تو. موهاشو گرفتم تو دستم که نتونه جلوتر بره و بعد شرو کردم به کردنش. با هر ضربه من موجی تو کونش را می افتاد. تمام فضای خونه رو جیغ و دادهای ارزو و صدای خورن تن من به تن ارزو گرقته بود . لحظه دیوانه کننده ای بود.با تمام توان تلمبه میزدم و اون جیغ میزد. برای بار دوم نزدیک به ارضا شدنش بود . ضرباتم رو شدید تر کردم و درست تو لحظه ای ابش اومد من هم به اوج لذت رسیدم و ابم رو با فشار ریختم تو کس داغ و نرم لیزش. با تمام وجود از پشت بغلش کرده بودم. فقط یه جمله گفت سوختم ابت خیلی داغه. و بعد دوباره سکوت. رضا هم داشت با کیرش ور میرفت ارضا شد و ابش رو گرفت تو مشتش. رفت سمت دستشویی. ارزو با شنیدن صدای در دستشویی پلکاش رو باز کرد و گفت : امیر ممنون خیلی حال دادی . مرسی. دلم براش سوخت . خدایا فقط تو میدونی در درون هر کسی چی میگذره .رضا از دستشویی بیرون اومد و پشت بندش من رفتم . وقتی برگشتم صدای حموم کردن ارزو بود و سکوت رضا. داشت بساط رو جمع میکرد . رفتم کمکش. تو اشپزخونه یهو بغلم کرد و گفت مرسی که نذاشتی زنم خراب بشه. سرم رو انداختم پایین و هیچی نگفتم. یعنی واقعا تو اون لحظه نمیدونستم چی بگم.رفتم تو همون رختخواب خوابیدم . رضا هم رفت تو اتاق خواب خودشون.
بیدار که شدم ساعت 9.30 صبح بود و من باید ساعت 8.30 تو جلسه بودم . فایده ای نداشت مشتری فک کنم دیگه پرید. رضا هم بیدار شد و صبحونه خوردیم . ارزو نیومد . صدای حرف زدنش با رضا رو میشنیدم ولی فک میکنم از خجالت نیومد . بعد از صبحونه مستقیم اومدم خونه و نشستم پای لپ تاپ و شرو به نوشتن کردم

این نوشته در داستان سکسی‌ ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 پاسخ به داستان سکس گروهی با آرزو

  1. hoseyn می‌گوید:

    حتما زندگی این دوتا نیز به فاک رفتش هر کسی این کارو تجربه کنه زندگیش به فاک میره
    بابا میخواین سکس با غیر داشته باشین خوب بکنین اما در جلوی هم نکنین چون که بعدش زندگی بی زندگی

  2. amirsokot می‌گوید:

    بد نبود پس منم بیام زن تو رو بگام تو وارد نیستی

  3. ساجد می‌گوید:

    ساجد۲۲ساله میخوام با دختری درد دل کنم واتس اپ

  4. شمه می‌گوید:

    و این هم تخیلات یک ملجوق

  5. صالح می‌گوید:

    وقتي که تو داشتي ارزو رو ميکردي منم خارج از کشور زنتو ميکردم بچتم بود ميتوني ازش سئوال کني اما چه کوني داشت زنت

  6. شیرین می‌گوید:

    ای کس کش خایه مال

  7. ناشناس می‌گوید:

    شاید وقتی توشی حال بده ولی بعدش عذاب وجدان میاره

پاسخ دهید