داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل که سینه‌های گنده و خفنی داره که هر کدوم از ممه هاش اندازه طالبی هست و جون میده واسه سینه خوردن و کیر گذاشتن لایه پستوناش. داستان سکسی‌ تصویری باحال از سکس کردن با زن چاق و سکسی‌ که رو مبل داره با دوست پسره کیر درازش سکس میکنه.

داستان زن چاق و تپل (1)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (2)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (3)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (4)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (5)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (6)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (7)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (8)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (9)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (10)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (11)

داستان زن چاق و تپل

داستان زن چاق و تپل (12)

داستان زن چاق و تپل

این نوشته در داستان تصویری سکسی ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 پاسخ به داستان زن چاق و تپل

  1. مصطفی می‌گوید:

    توکف کس هستم.توروخدا بفریاد برسید‎ ‎

  2. احمد سلیمانی می‌گوید:

    تصاویر پستان گنده زن و پستان گنده دخترسکسی را بیشترمنتشرنمایید . همچنین تصاویردوشیدن پستانهای دختران و زنان سکسی را بیشتر منتشرنمایید . ‏‎ ‎

  3. احمد سلیمانی می‌گوید:

    مامانم داشت خانه شمسی به حمام میرفت . مامانم گفت شمسی دارم میرم حمام با دخترت به حمام بیا و پستانهای چاقم را بدوشید . شمسی پستان چپ چاق مامانم را دوشید و سهیلا هم پستان راست چاق مامانم رادوشید . ‏‎ ‎

  4. احمد سلیمانی می‌گوید:

    تصاویرپستان زنان و دختران را بیشترمنتشر نمایید . تصاویر پستان زنان و دختران داخل کرست پستان منتشرنمایید . ‏‎ ‎

  5. احمد سلیمانی می‌گوید:

    مامانم داشت به حمام میرفت گفت شمسی نمیای شمسی گفت بادخترپستان چاقم میام . مامانم نگاهی به کرست پستان سهیلا انداخت دید سهیلا پستانهایش ازکرست تکان نمیخورد . سهیلا پستان راست چاق مامانم رادوشید . شمسی هم پستان چپ چاق مامانم رادوشید . ‏‎ ‎

پاسخ دهید